1- پسرا:
(بغل دستی): ممد اینم کتاب صفخه 240 جوابش نیست که لامصب!!!
اون برگه آچاری که بهت دادم از گلوت پایین نره ایشاله .
مرض هنو ننوشتم سریع جزوتو ببین پیدا میکنی جوابشو، فقط سریعا بچه ها منتظرن
(پشت سری): جواد جواب سوال 4رو ته کفشم نوشتم ، گرفتم بالا زود بنویس داداش اگرم خواستی درش بیار نوبتی بده بره!!!!
ممد: بیا برگه علی داره دس ب دس میشه حالا ب ما میرسه
2- دخترا:
الههههههههههههه ه ه ه ... الـــــــــههههههههه ه ه ه ... الهههههه ه ه ه ه هههه ههه
(الهه در حال نوشتن به طرز وحشیانه ای همراه با یک لبخند ملیح !!!)
مهشییییییییددددد مهشیییییییییییییییدددد توروخدا مهشییییییییییدددد
(مهشید: ننوشتم بابا برگم سفیده اه.)
مهشید دو دقیقه بعد: استاد برگه هامون تموم شد یه برگه دیگه میشه بهم بدین.
برچسب:
نویسنده: نگار موسوی